یه وقتایی یکی تو رو دوس داره که تو اونو دوسش نداری!
یه وقتاییم هست که تو یکی رو دوس داری و اون تو رو دوس نداره!
یه وقتای دیگه ایم هست که هم تو اونو دوس داری هم اون تو رو روس داره
فقط مشکل اینه که دو طرف لال میشن!
دلیلش هنوز در دست بررسیه!
عجیبه به خدا!!!!
چیکار میشه کرد وقتی ببینی بزرگترت داره اشتباه میکنه و زندگیشو تباه! .......
پ.ن: یه معذرت خواهی از عمو حافظ! یکی از مشکلاتم داره حل میشه! پیام تبریک هم رسید که اگه نمی رسید بد میشد! ;) شاید داره میفته رو روال همه چی...... شاید ;)
روز تولدت بگذره! فرداشم بگذره ولی از اونی که باید! خبری نشه
.....................................
پ.ن : لعنت به این زندگی با این سکانس های خسته کنندش
ماه قبل دو بار فال گرفتم!
هر دو میگفتند که سختی هات تمام می شود و تو روی خوش ِ زندگی را میبینی و اتفاقات خوبی برایت می افتد...
بعد از آن روز پشت ِ هم بد می آورم!!!!!
عمو حافظ! عزیز ِ دل.... دست گل ِ شما درد نکند. از این به بعد فال ِ ما را بد ببین! با تشکر
زندگیت را آسان تر بگیر
دیگر نه تو مرا می شناسی و نه من تو را
چشم انتظاری ها و بی قراری هایم همه بی هوده بود
فنجان زندگیم به تکه های خرد شده ی دلم بند است
رها کن تکه های گسسته را... رها کن
سال هاست در انتظار روشنایی ِ خفته در تاریکی هستم
....
چشم بند ِ ظلمات به کناری رفت
من ماندم و امانت ِ دیگری در دست
در امانت امین نیستم ... هیچ وقت... هیچ وقت
حکایت از چه کنم؟!
شکایت از چه کنم؟!
که خود به دست خود آتش بر دل خون شده ی نگران زدهام.....
روزها می گذرد
و من
درانتظار پایانی دوباره
برای آغازی تمام شده ام....
کجایید روزهای سوخته ی زندگی...
من اناری میکنم دانه
و به دل می گویم
کاشکی این مردم
دانه های دلشان پیدا بود...
"سهراب سپهری"
یلدا مبارک
پ.ن 1: دیشب نیت کردم و طبق رسوم همیشگی فال حافظ گرفتم... شعری که اومد تنم رو لرزوند....
امروز دوباره همون نیت رو کردم و فال گرفتم.... همون شعر اومد... فک کن...
پ.ن 2: دلم واسه اون روزایی که ازش فرار میکردم تنگ شده... ولی...