تحویل بهار

آقای من


مهمان دو روزه ی قلبم


به یاد داری روزی را که بی اجازه پا گذاشتی به خانه ی متروکه ی دلم؟؟


امروز می خواهم که ترکش کنی


با اجازه... به اجبار... با التماس


نگو نه...


که دست و پای دلم شکسته است و...


بند بند ساقه های تنم خشک و پوسیده اند


به حرمت نگاه های عاشقانه ات


و نه هیچ چیز دیگر


بگذار آسوده سال را تحویل دهم


همین...




نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد