ای ول استــــــــــــــــــــاد...

یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به دخترا تیکه مینداخت. 
 
یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از کلاس برن بیرون . 
 
قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس 
 
میگه از انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم گفتن با کارت دانشجویی شوهر میدن! 
 
دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم شد تا ساعت 10 بود!!!! 
 
 
عجب مخی بوده یارو 
نظرات 1 + ارسال نظر
محمدرضا پنج‌شنبه 20 مرداد 1390 ساعت 01:45 ق.ظ http://mamall33.blogsky.com

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد