خشت اول :)

نمی دونم چرا به سرم زد یه وبلاگِ جدید راه بندازم... 

نوشتنو دوس دارم. این وبلاگو هم درست کردم برای یاد داشت های روزانه م... 

 

خودم وقتایی که دارم وب گردی میکنم؛ این تیپ وبلاگا رو دوست دارم

 

ولی خدایی این چه وقت وبلاگ زدن بود. توو فرجه ها! اونم چه ترمی! ۵ تا درس تخصصی دارم این ترم! 

 

دمِ امتحانا که میشه حالم از هر چی درس و دانشگاس به هم میخوره  

و اشتیاقم برای انجام دادن کارای متفرقه بیشتر!!!  

 

چه میشه کرد! اینم حس و حال ی بچه های امروزه! تفریحِ دیگه ای ندارن... 

 

من بیچاره که این ترم ۲ تا امتحان سخت توو یه روز دارم. ۳۰ام. ساختمان داده دارم و مدار الکترونیکی... 

استاد مدار مون فوق العاده س  البته این که منم نور چشمیه استادم بر این علاقه می افزاید  

 

 با همه ی اینا امروز اصلا روز خوبی نبود برام... میونه م با یکی از بهترین دوستام شکر آب شد  البته یه کم تقصیر خودش بودا٬ ولی منم تند رفتم... امیدوارم منو ببخشه 

 

برا روزِ اول فک کنم کافی باشه.  برم سر درسم دیگه! البته شایدم برم بخوابم دیگه... نمیدونم... 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد